کی امادست برای پارت 8 raidio apple؟
عشقام ببخشید کلی امتحان داشتم........و اینکه من توی نمونه دولتی درس میخونم برای همین
دوستون دارمم
لوسیفر با حالت عصبی تماس را جواب میدهد): اه(سرفه مصلحتی) مایکل؟ یا بهتره بگم فرشته مغرب میکائیل بزرگ!
( مایکل با لحن عصبی میخندد)( رایلی: حقا که برادر دوقولو هستن)
مایکل: چخبر از برادر کله شق من؟ بازم با اردکا حرف میزنی؟
(لوسیفر ته دلش میخواد گریه کنه): ن....نه خیر! اولا من کله شق نیستم! دوما من مثل تو نیستم که با شمشیرم حرف بزنم!(خنده شیطنت امیز)
(مایکل اون طرف گوشی سرخ میشه): من با شمشیرم حرف نمیزنم! مفلوک!
(لوسیفر بلند میخندد): کی فکرشو میکرد فرمانده کل بهشت با ...با شمشیرش حرف بزنه!
(رایلی: خدا وکیلی دو قلویی ازشون میباره)
( مایکل با لحن عصبی): هتل رستگاری دخترت داره گند میزنه به همه چیز!
(لوسیفر یکم جدی میشه): پس بگو چرا زنگ زدی........تو کلا به من زنگ نمیزنی مگه اینکه بخوای تحقیرم کنی یا اینکه بخوای برای بهشت بر علیهم بشی......از خر شیطون بیا پایین مایکل! قوانینو بشکن! نمیخوای یه لحظه منطقی باشی؟
( مایکل ان طرف گوشی بلند با حالت تحقیر امیزی میخندد): اه لوسیفر........اینقدر احمق نباش......قوانین قوانینه! تو و یا هیچ کس دیگه چه برسه به دختر پشمکی تو نمیتونه اونا رو عوض کنه(صدایش تهدید امیز میشه)
( لوسیفر با عصبانیت): تو حتی نیومدی منو ببینی! نمیدونم چی توی اون کله بهشتیت میگزره! ولی ما برادریم! تو........تو نمیتونی اینکارو بکنی! میدونی یک قرنه همو ندیدیم؟
(مایکل با غمی پنهان سرت داد میزنه): پیوند ما خیلی وقته پاره شده! چرا اینو نمیفهمی!؟ تو اون پایینو ترجیح دادی!
(لوسیفر ): من عشقو به اون قوانین ترجیح دادم!!
(مایکل با لحن خنده عصبی): اشتباهتم همین بود! اون عشق کجاست؟! هفت ساله غیبش زده؟!
( اشک های لوسیفر روانه میشن): اون...........اون
(مایکل غم لوسیفرو احساس کرده اما غرورش رو زیر پا نمیزاره)(لحن سرد): اون رفته و تو راه برگشتی نداری.......فقط میخواستم بگم.........(لحن تهدید امیز) اگه پات یا پای دخترت بیاد وسط......قرار نیست راه فرار بهت بدم........
( لوسیفر گوشی رو به دیوار پرت میکنه)(صدای بوق های متمدد توی اتاق میپیچه)
( همزمان در بهشت)
( مایکل به دستاش خیره شد): من چیکار کردم؟ (رایلی: یکم دیر نیست بنظرت؟)
( ناگهان برادر کله شق و عجیب غریب مایکل وارد میشه)(اون کسی نیست جز عزراعیل): اهااا! ببین کی زانوی غم بغل گرفته! بازم به اون افسرده زنگ زدی هوم؟( لحن رو مخ)
( مایکل): برو گمشو الان حوصلتو ندارم عزراعیل!
(عزراعیل بلند میخندد): اه فحش توی بهشت! ببین کی بی ادب شده! مگه تو پسر سوگلی بابا نبودی؟( بابا= خدا)
(مایکل یه پس گردنی میزنه به عزراعیل): برو به دختر بازیت رس عجیب غریب!!
( عزراعیل قیافه مظلوم میگیره): من؟ دختر بازی؟ نه بابا!
اگر خواستین یه بیو از شخصیت های جدید بدممم
دوستون دارمم بای بای