RAIDIO APPLE
P1
خیلی خب! بنا به در خواست خیلی ها
بنده هازبین هتل میزارمممم!
قربونتون!
خب بچه ها این از اولین پارت هازبین هتل .

Alastor: سلام شنوندگان عزیز ! من الستر ریدیو دیمن شما هستم صبحتون بخیر !
Lucifer: دهنتو ببند رادیو قراضه!
Alastor: هی هی! عالیجناب مودب باشین! به برنامه صبح گاهیمون خوش اومدین!
Hask: الستر! گند نزن به صبحمون!
Alastor: اه چقدر بی ذوق!( لبخندش عریض تر میشه) حالا هرچی! صبح بخیر وگتا!
Vaggie: اسم من وگیه دراز رادیویی!
Lucifer(در حالی که تو اتاق اردک درست میکنه و قهوه مینوشه): ای جان...اره...همینه...چقدر بال هاش قشنگه!( چشماش برق برقی میشه) ای جانم! چقدر بامزه شد!
Charlie(در حال در زدن اتاق): هی...بابا اونجایی؟ من کارت دارم...میشه بیام؟
Lucifer(قهوه رو تف میکنه): اهع! چارلی!....چار چار بابا!...اره اره!...اوهوم اوهوم(سرفه) بیا تو!
Charlie(با ذوق): بابا! بابا! من یه فکری دارم! ببین قراره یه برنامه رستگاری جدید بچینممممم! و کلی مهمون!.و...خب! میخواستم ازت مشورت بگیرم!
Lucifer(در حالی که به اردک پشت پا میزنه و میندازتش بیرون با کلافگی کیوت): خب......عزیزم نگاه کن!اینا مردم ما هستن! و واقعا افتضاحن! چهار پنج تا بازنده!(لبخند پدرانه) و میدونی چیه.......اینا...
Alastor(بی هوا میاد تو با لبخند عریض ): اما من فکر نمیکنم! دختر شما خیلی باهوش و پر از...پر از اعتماد به نفسه!
Lucifer(جا خورده): در زدن بهت یاد ندادن؟ برو بیرون! ما اینجا کار داریم!
Charlie(از شادی چشماش برق میزنه): واقعا الستر!؟!! تو این فکرو میکنی؟!
Lucifer(با حسادت): اره اره! اون گوش دراز از این کارا زیاد میکنه!! ما اینجا کار داریم!
Alastor(با لبخند): اوه قربان! حسادت نکنین! در هر صورت باید قدرشو بدونین! البته اول قدتون رو! (خنده)
Lucifer(رسما سکته کرده): چیییی؟! دراز رادیویی!؟ من کاملا نرمالم! تو خیلی درازی!! من کاملا دخترمو...
Alastor(میپره وسط حرفش): اوه قربان! نگران نباشین! ما با قد کوتاه ها کاری نداریم! فعلا!
Lucifer(بسیار جوش اورده) : به تو چه؟!
Angel(در حالی که نوشیدنیشو قورت میده): اوه ددی! نگران نباش الستر همینجوریه!
Hask: یه بار دیگه بگی ددی موهاتو میکنم!
Angel(با لبخند عریض): عع! جدی؟ ددی سرد و خشن کی بودی هاسکرز!
Vaggie: اهع! محض رضای خدا ول کنین! چارلی؟!
Charlie(با نگرانی): بابا! اروم باش! اون منظوری نداره!...شاید یکم...بازی گروهی؟! بیاین بازی کنیم! لطفا!
(لوسیفر با کلافگی میشینه)
Charlie: خب! هرکی یه یار بکشه...من و وگی! و...هاسک و انجل...بابا( با قیافه ای نگران)...بابا و الستر

این از پارت اولین امیدوارم حمایت کنید برای پارت بعدی
این پارت شرطی نداره ولی از حمایتتون خوشحال میشم🥰