تصویر هدر بخش پست‌ها

💚𝐆𝐫𝐞𝐞𝐧 𝐏𝐚𝐥𝐚𝐜𝐞💚

خوش اومدید به قصر طبیعت ما اینجا یه قصر بزرگه🎻 خوشحال میشم بهمون به پیوندی زیبا✨️

RAIDIO APPLE

| princess riley

P3

خب.....گفتم که سه تا پارت در روز! .......خودممم میدونم.......فقط یه چیزی بگم.....

من یه نویسنده یه هویی هستم خب.........یعنی هرچی میاد تو ذهنم و با خلاقیت تولید مشه تو تایپ میکنم! خودمم مشتاقم ببینم چی میشه گایز

( لوسیفر داخل اتاق نشسته)

Lucifer: چطور ممکنه...شاید یکم...شاید یکم زیادی گرفتم نه؟! اون که منو دوست نداره...نه بابا برای بازی گفت...من...و اون...چقدر چرت...من پادشاهم و اون یه اور ورلد رادیویی...هیچی بین من و اون نبوده و نیست و نخواهد بود( نگاه بغض الود) یعنی من دارم اشتباه میکنم؟...یعنی فکرهام...اشتباهه؟...چرا هیچکس پیشم نمیمونه...این افکار...اون رادیو...و من( سرش را چند بار به اینور اونور میچرخاند به نشانه نه) نه نه! عمرا...من عاشق کسی نمیشم...( داخل ذهنش الستر را تصور میکند) حالا شاید...شاید( و دفتر نقاشیشو میاره)...شاید گوش هاش کراش باشه( و گوش هالی الستر رو نقاشی کرد)...و سر شونه هاش( کشیدن)...اوه اره...چشم هاشو نمیشه فراموش کرد...با اون برق خاص( و با ذوق شروع به کشیدن میکنه)...و البته...اون خط فک جذاب...اوه اره اره قطعا نمیشه موهاشو فراموش کرد...قرمز...( و مداد هاشو میاره) ...عمرا نتونم سینه اش رو نکشم( و نقاشی را از بالاتنه کاملا میکشد) چقدر...خوشگل شد

( ناگهان به خودش میاد) ها؟! چییی؟! چرا اینو کشیدم!.؟؟؟( دفتر رو پرتاب میکنه زیر تخت) اون اصلا خوشگل نیست! دراز رادیویی...ز...ز..ز( میخواست بگه زشت اما نمیتونست)

( ناگهان سرشو میچرخونه و سریع نیم خیز میشه و سمت تخت خیز برمیداره.زیر تخت غلت میخوره.

Lucifer: من چم شده؟!( و دفتر را !با ذوق نگاه میکند) باشه باشه! فقط یه طرح دیگه میکشم بعد دیگه تمومش میکنم!

یک ساعت بعد:

( بالای 50 تا طرح کشییده) اوخودا...چقدر خوشگل شده!...اون گوش های و شاخ های گوزنیش!...و دمش! ای جانم چقدر قشنگه ( و دفتر را بغل میکند) یعنی من بهش احساسی دارم؟...نکنه..نکنه...نکنه این یعنی من...ع...عاشقشم؟ کنارم بمون الستر

Alastor(ناگهان در میزند): قربان! چارلی تقریبا سکته کرده!(خنده) نمیخوایین تشریف فرما بشین؟

Lucifer(از جا میپره و سرخ میشه): ا...الستر؟

خیلی خب تامام!

سوال پست: بنظرتون چی میشه؟ در اینده؟ پارت بعد؟